حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )
110
فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )
و حمرت قاروره و بينى و ابرو و موضع فصد از عروق مفصود و جايگاه حجامت خاريدن و تپش از تب ثقل و كسل و تمدد در بدن پيدا بودن بر آن گواهى دهد و كل ذلك بغليان الدم و ارتفاع الابخره و از آنكه مادهء آن رطب و داخل عروق باشد نافض و قشعريره در ان نباشد و حرارت آن اندك باشد و بحرارت صاحب استحمام ماند و كما مر غير مرة لازم باشد و عرق نكند و بحران وى بيشتر روز هفتم بود و از امتلا و سده و ترك استفراغ معهود و رياضت معتاده بهم رسد صنف دوم آنكه بعفونت خون عارض گردد و تعفن آن اكثر از استكثار استعمال فواكه رطبه دست دهد و اين دو گونه باشد اوّل آنكه خون خارج عروق متعفن شود و تعفن آن بيرون رگها على ما مر فى التبصرة غير از حدوث اورام مذكوره در ان نباشد و ازينجاست كه ويرا من جمله حميات عرضيه شمردهاند ثانى آنكه عفونت دم داخل عروق بود و مطبقه حقيقى همينست اگرچه اطلاق مطبقه بر سونوخس نيز آمده چنانچه اشارتى بدان رفته فتذكر و بالجمله حمى مسطوره بحسب قلت و كثرت سبب از سه وجه بيرون نباشد يكى آنكه ساعة « 1 » قوت و صعوبة وى در اشتداد بود لهذا ويرا متزائده و زائد فى العفونة و زائد فى الصعوبة گويند و بدترين انحاء مطبقه همينست و از خواص ويست كه در اكثر امر روز هفتم بحران كند و بسيار عسير العلاج بود دوم آنكه در شروع تكوّن صعبه تر بود و اندكاندك آهستهتر گردد و براى همين ويرا متناقصه و منحطه نامند و سهل البرء و اسلم الاسخا دانند سوم آنكه از ابتدا تا انتها بر يك و تيره باشد و باشد كه تا يك سابوع بحالة مقرره خود برقرار بود و ازينجاست كه ويرا مشابهه و متاديه و وافقه و متوافقه خوانند و چندان سهل العلاج و تعسر البرء ندانند و در قسم اول اجزاء خون اكثر از آنكه « 2 » به تعفن گرايند و در ثانى امر بالعكس بود و در ثالث بين اين و آن و همگى خون عفن نشود مگر آنكه موت سبقت كند و پوشيده نماند كه حمى مطبقه عفنه گرمتر از سونوخس بود و اعراض اين قوىتر از عوارض آن و يا قلق و كرب يار باشد و تب محرقه ماند و نبض شديد الاختلاف و دليل كدر و تيره و كريه الرائحه بود و باشد كه بنا بر برآمدن مادهء عفن از عروق و مرور آن بر اعضاء حساسه نافض و قشعريره رو نمايد چنانچه در اثناء ذكر علامات كليه حميات عفنه اشارتى بدان رفته فتذكر و بالجمله صعوبت حمى و كعوبت اعراض آن بحسب مراتب ثلثه مذكوره باشد و بهر كيف از سونوخس شديدتر بود و بدستور آن گاهى بسوى امراض مسطوره در ان منتقل گردد و اگر روز سوم يا چهارم اثر نضج و امارات بحران ظاهر نشود روز هفتم بحران نكند و كذلك عدم ظهور آثار مذكور روز هفتم دليل طول علت و
--> ( 1 ) بعد ساعة ( 2 ) متاديه تحليل او ندبه